صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 16

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

با پيش چشم داشتن گستردگى محدودهء سيستان در اين روزگار و با توجّه به همسايگى آن با هندوستان و تا اندازه‌اى ماوراء النهر ، اهميّت جغرافيايى آن به دليل تكاپوهاى سياسى و جنگى دولت صفوى روشن مىشود . براى دولت صفوى مرزهاى خاورى آن مسأله‌اى اساسى بود و از آغازين روزهاى تأسيس تا پايان آن « مسئلهء شرق » دولت صفوى نقشى مهمّ در تحوّلات سياسى آن داشت . صفويان گرچه توانستند در مرزهاى غربى با عثمانيان ، به‌ويژه از عهدنامهء ذهاب ( 1049 ق / 1639 م ) به بعد ، آرامشى برقرار كنند ، در شرق همواره درگير دشوارىهايى بودند . مسئلهء قندهار و همچنين يورش‌هاى ازبكان از چشم‌گيرترين اين دشوارىها بود و سيستان در هر دو مورد اهميّت داشت . به دليل اهميّت سياسى - اقتصادى قندهار « 1 » و اهميّت جنگى يورش‌هاى ازبكان ، بيشترين آگاهىهاى مورّخان اين روزگار در پيوند با اين مسائل ارائه مىگردد . « 2 »

--> ( 1 ) . براى يك گزارش خواندنى در اين باره نگاه كنيد به : ولى قلى شاملو ، قصص الخاقانى ، جلد يكم ، به كوشش حسن سادات ناصرى ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ، تهران 1371 ، ص 341 . گزارش شاملو دربارهء قندهار مفصّل است . ( 2 ) . مسئلهء ازبكان اهميّت بيشترى نيز داشت . در اين‌باره اشاره‌هاى بيشترى به سيستان شده است . نگاه كنيد به : محمّد معصوم بن خواجگى اصفهانى ، خلاصة السير ، تاريخ روزگار شاه صفى صفوى ، به كوشش ايرج افشار ، انتشارات علمى ، تهران 1368 ، صص 255 - 256 ؛ عبدى بيگ شيرازى ( نويدى ) ، تكملة الاخبار ( تاريخ صفويّه از آغاز تا 978 هجرى قمرى ) ، به كوشش عبد الحسين نوايى ، نشر نى ، تهران 1369 ، ص 52 ، 66 ؛ قاضى احمد بن شرف الدّين الحسينى القمى ، خلاصة التّواريخ ، جلد يكم ، به كوشش احسان اشراقى ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1359 ، ص 192 ؛ سيد حسن بن مرتضى حسينى استرآبادى ، تاريخ سلطانى ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، به كوشش احسان اشراقى ، چاپ دوم ، انتشارات علمى ، تهران 1366 ، ص 60 ؛ امير محمود بن خواندمير ، ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى ، به كوشش غلامرضا طباطبايى ، بنياد موقوفات دكتر محمود افشار ، تهران 1370 ، ص 271 ، اين كتاب از سوى مصحّحى ديگر با اين مشخصات نشر يافته است : امير محمود خواندمير ، تاريخ شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوى ( ذيل تاريخ حبيب السير ) ، به كوشش محمّد على جراحى ، نشر گستره ، تهران 1370 . به نظر مىآيد همين گزارش مبناى خبر قاضى احمد قمى در خلاصة التّواريخ و اسكندر بيگ تركمان در عالم‌آراى عبّاسى قرار گرفته است . امّا اين نويسندگان به منبع خبر خود اشاره‌اى نمىكنند .